در حالي كه خيلي از هواداران دو تيم استقلال و پرسپوليس، چنان به رنگ و باشگاه مورد علاقه خود تعصب دارند كه براي آن دست به هر كاري مي‌زنند، اغلب بازيكنان دو تيم محبوب و پرطرفدار پايتخت، روابط بسيار خوب و صميمانه‌اي با يكديگر دارند تا جايي كه حتي در تاريخچه اين دو باشگاه، ده‌ها بازيكن يافت مي‌شوند كه براي هر دوتيم بازي كرده‌اند!

شايد اولين بازيكني كه يكي از دو قطب فوتبال پايتخت را به سوي تيم ديگر ترك كرد، سيد داريوش مصطفوي رييس پيشين فدراسيون فوتبال باشد.

مصطفوي در سال 1349 استقلال را به مقصد پرسپوليس ترك كرد تا اين بدعت را از خود به جا بگذارد. مصطفوي آن سال به خاطر روابط صميمي‌اش با همايون بهزادي، اين حركت عجيب را انجام داد. 

البته پيش از مصطفوي، بيوك وطن‌خواه هم در پرسپوليس بازي كرده بود، ملي‌پوشي كه پيش از تشكيل پرسپوليس، سابقه بازي در استقلال را داشت و بنابراين نمي‌توان او را بازيكني مهاجر بين دو تيم قلمداد كرد. 

بعد از مصطفوي هم 40 بازيكن ديگر بين استقلال و پرسپوليس تبادل شده‌اند كه البته شايد در اين بين، سه چهار نفري مرتبا بين دو تيم در حال رفت و آمد بوده‌اند مثل غلامرضا فتح‌آبادي مهاجم سرزن استقلال كه پس از يك سال بازي در اين تيم (بين سال‌هاي 58 تا 59) از سال 59 تا 64 براي پرسپوليس بازي كرد و دوباره از سال 64 تا 67 براي استقلال توپ زد.

اتفاقا فتح‌آبادي در سال 67 قصد بازگشت دوباره به پرسپوليس را هم داشت كه به علت آمادگي و ظهور رضا عابديان در خط حمله اين تيم، انتقال فتح‌آبادي به ثمر ننشست.

كور​ش شهبازي‌فر هم دروازه‌باني بود كه بين سال‌هاي 58 و 59 در پرسپوليس حضور پيدا كرد ولي اواسط دهه 60 به استقلال پيوست و اواسط دهه 70 به پرسپوليس برگشت.

البته او در بين اين سال‌ها در تيم‌هاي مختلف ديگري هم دروازه‌باني كرد.شاهرخ بياني، رضا احدي و مجيد نامجو مطلق هم سه هافبك شاخص فوتبال ايران و استقلال در دهه‌هاي 60 و 70 بودند كه هر يك مدتي به بازيكن كليدي پرسپوليس تبديل شدند.

البته احدي و نامجو مطلق در انتهاي دوران بازي خود پيراهن قرمز پوشيدند، اما در عين حال، هميشه خود را استقلالي دانسته‌اند.

ميان بازيكناني كه در هر دو تيم بازي كرده‌اند، تنها جواد الله‌‌وردي، واحدي نيكبخت، فتح‌آبادي‌، مهدي هاشمي‌نسب، علي انصاريان، امير موسوي‌نيا، سعيد عزيزيان، مصطفوي، اكبر افتخاري، شاهرخ بياني، منصور رشيدي و علي عليزاده بازيكناني بوده‌اند كه به طور مستقيم از يك باشگاه به ديگري پيوسته‌اند، اما بقيه يا به صورت كمكي در خدمت تيم ديگر بودند يا با يك تيم واسطه به تيم رقيب پيوستند.

برخي بازيكنان مورد اشاره اين موضوع هم در يكي از دو تيم، تنها يار كمكي بوده‌اند. جلال طالبي، اصغر شرفي، داريوش يزداني، علي لطيفي و فرشاد فلاحت‌زاده ياران استقلال بوده‌اند كه در مقاطعي، پيش يا پس از حضور در استقلال، به عنوان يار كمكي، پرسپوليس را در جام باشگاه‌هاي آسيا يا مسابقه‌هاي مختلف ديگر همراهي كرده‌اند. 

ناصر حجازي و سعيد مراغه‌چيان هم هر كدام در يك بازي پيراهن پرسپوليس را پوشيده‌اند. حجازي كه در سال 59 به پوشيدن پيراهن پرسپوليس كاملا نزديك شده بود و حتي در ديدار دوستانه دي سال 59 اين تيم در برابر تيم زندان قصر، در خط حمله پرسپوليس بازي كرده بود، بعد از چهار سال جدايي از استقلال و بازي در تيم شهباز، دوباره به اين تيم برگشت و تا آخر، استقلالي باقي ماند. 

محمود خوردبين، فريدون معيني و سيدعلي افتخاري هم به صورت كمكي يار استقلال بوده‌اند. دو بازيكن ويژه هم وجود دارند كه در هر دو تيم به عنوان يار كمكي به كار گرفته شده‌اند، غلام وفاخواه و سيدمهدي ابطحي ياران كمكي هر دو تيم در مسابقه‌هاي فوتبال جام باشگاه‌هاي آسيا بوده‌اند. 

جواد زرينچه بازيكن و مربي محبوب استقلالي‌ها هم در ديدار دوستانه پرسپوليس برابر العربي كويت (فروردين 74) و مسابقه‌هاي اين تيم در جام بين‌المللي سنگاپور، ازجمله ديدار برابر آلستارز سوئد، پيراهن پرسپوليس را بر تن كرد و با هدايت حميد درخشان سه بازي براي پرسپوليس انجام داد.

علاوه بر نام‌هايي كه به آنها اشاره شد و اغلب استقلالي‌هايي بودند كه به پرسپوليس پيوسته‌اند، بازيكنان ديگري نيز براي هر دو تيم استقلال و پرسپوليس بازي كرده‌اند كه در بين اين فهرست هم عمدتا بازيكناني حضور دارند كه بعد از بازي در استقلال به پرسپوليس رفته‌اند.

پرويز قليچ‌خاني، احمدرضا عابدزاده، جواد الله‌وردي، اكبر افتخاري، منصور رشيدي، عليرضا واحدي نيكبخت، سعيد عزيزيان، مهدي هاشمي نسب، محمود كلهر، علي اكبريان، علي انصاريان، علي عليزاده، بهزاد داداش‌زاده، سيدداوود سيدعباسي، سيدامير موسوي‌نيا، محمد محمدي، هوار ملامحمد، محمدرضا مهدوي، فرزاد آشوبي، ابراهيم تقي‌پور، ميثم بائو، مهدي صالح‌پور، خسرو پارسا و محمدرضا مهران‌پور، فهرست ديگري از بازيكنان مهاجر بين سرخابي‌ها را تشكيل داده‌اند.

به هر حال در شرايطي كه سال‌هاست بازيكنان دو تيم سرشناس پايتخت، ديگر مانند گذشته بي‌محابا به تيم مقابل كوچ نمي‌كنند و اكنون بازيكني با پيشينه پوشيدن پيراهن رقيب سنتي، در هيچ يك از دو تيم حضور ندارد، شهرآورد 76 فوتبال پايتخت، لعاب پررنگ‌تري از تعصب به خود مي‌گيرد، طوري كه مي‌توانيم انتظار داشته باشيم دو تيم و هوادارانشان در عين رعايت حرمت و فرهنگ ، رقابتي جدي و گرم را نيز رقم بزنند.